تبليغاتX
معرکه
بازی روزگار را نمی فهمم من تورا دوست دارم تو دیگری را دیگری مرا! وهمه ی ما تنهاییم !!!!

سلام به همگی

من برگشتم

البته با کلی تاخیر

باکلی تغییر

تو این مدت که نبودم اتفاقای  زیادی واسم افتاد

خوب وبد

انقدر سرگرم شده بودم که دیگه وقت اومدن به نتو نداشتم .

شاید خیلیا فکر کنن که مشغول خرخونی بودم ، اما اینطور نیس

شاید اگه خرخونی می کردم یا اصلا به عبارت ساده تر درس

می خوندم شاگرد هفتم کلاس نمی شدم .

 پس نمیتونین بهم انگ خرخونی بزنین

یه چیزی بهتون میگم  بین خودمون بمونه

یعنی سعی کنین به کسی نگین . راستش خودمم نمی دونم

 تو این مدت چه کار مفیدی انجام دادم !

درهر صورت هرچی بود گذشت ورفت .منم مثه همیشه 

 خودمو میزنم به اون راه و نادیده میگیرم که 1

سال واندی از عمرم بیهوده تلف شد کاری که تقریبا همه ی

 شماها می کنین .واقعا برام جای سوااله ما آدما بعضی وقتا

با اینکه می دونیم که یه کاری

 به نفعمون نیس باز میریم سراغش یا به عکس ...

ای ... اینا که دیگه چیز جدیدی نیس تا بوده همین بوده یکی

 نیس بهم بگه اینارو وللش حرف جدید چی داری بگی ؟

راستش حرفی باقی نمونده که بگم فقط دلم می خواست دوباره شروع کنم ؛

 همین...




لينک ثابت نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت 12:21 توسط پریا

_ _ _ _____ __ _ _ _ _ _ _____ ____ _ _ _ _______ __ __ _ _ _ __ _ _

***